برق، الکترونیک، الکتروتکنیک، مکاترونیک، پزشکی، کشاورزی

برق، الکترونیک، الکتروتکنیک، مکاترونیک، پزشکی، کشاورزی و

برق، الکترونیک، الکتروتکنیک، مکاترونیک، پزشکی، کشاورزی

برق، الکترونیک، الکتروتکنیک، مکاترونیک، پزشکی، کشاورزی و

داده هایی در مورد برق، الکترونیک، الکتروتکنیک، مکاترونیک، پزشکی، کشاورزی و

تبلیغات
آخرین نظرات

داستان زیبا

ShahBaz | جمعه, ۲۳ مرداد ۱۳۹۴، ۰۱:۱۹ ب.ظ

چند نفر از پلی عبور می کردند که ناگهان دو نفر به داخل رودخانه خروشان افتادند...

همه در کنار رودخانه جمع شدند تا شاید بتوانند بهشون کمک رسانند... ولی وقتی دیدند شدت آب آنقدر زیاد است، که نمی شه براشون کاری کرد...

به آن دو نفر گفتند که امکان نجاتتون وجود نداره! و شما به زودی خواهید مرد !!! 

در ابتدا آن دو مرد این حرف ها را نادیده گرفتند و کوشیدند که از آب بیرون بیایند 

اما همه دائما به آنها می گفتند که تلاش تون بی فایده هست و شما خواهید مرد !!! 

پس از مدتی یکی از دو نفر دست از تلاش برداشت و جریان آب او را با خود برد. اما شخص دیگر همچنان با حداکثر توانش برای بیرون آمدن از آب تلاش می کرد....

بیرونی ها همچنان فریاد می زدند که تلاشت بی فایده هست ... اما او با توان بیشتری تلاش می کرد و بالا خره از رودخانه خروشان خارج شد . وقتی که از آب بیرون آمد، معلوم شد که مرد نا شنواست. 

در واقع او تمام این مدت فکر می کرده که دیگران او را تشویق می کنند! 


<<< ناشنوا باش وقتی همه از محال بودن آرزوهایت سخن می گویند چون بدان که کسی دیگری سکان دار و ناخدای زندگیست. >>>

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی